تبليغاتX
مدرسه راهنمایی شاهد (شهید ارسال ) کازرون
اخبار و رویدادهای مدرسه - پیامهای معلمین - و مطالب متفرقه

بهترين شکل چيدمان ميز و صندلي در کلاس

در بسياري از کلاس‏هاي درس در دنيا، دانش‏آموزان در رديف‏هاي مرتب پشت‏سر يکديگر مي‏نشينند. گاهي اوقات روي يکي از دسته‏هاي صندلي دانش‏آموز، تخته‏اي چوبي به‏عنوان سطحي براي نوشتن و گاهي ميزي جلوي دانش‏آموز وجود دارد گاهي نيز صندلي‏هايي را مي‏بينيم که با پيچ به کف کلاس محکم شده‏اند.

 

غالبا"جلوي چنين کلاس‏هايي، سکو‏هايي (که همه‏ي دانش‏آموزان بتوانند معلم را ببينند) وجود دارد که معلم روي آن مي‏ايستد. در مقابل چنين کلاس‏هايي، کلاس‏هاي درس ديگري هستند که دانش‏آموزان آن‏ها به‏صورت دايره‏اي بزرگ دور تا دور ديوارهاي کلاس مي‏نشينند و يا حتي ممکن است گروه‏هاي کوچکي از دانش‏آموزان در قسمت‏هاي گوناگون کلاس با هم مشغول کار باشند. بعضي اوقات نيز به‏صورت نعلي‏شکل دور معلم مي‏نشينند که در نگاه اول، مشخص نمي‏شود معلم کيست.

 

راه‏هاي متعددي را در ترتيب ميز و صندلي‏ها مشاهده مي‏کنيم که باعث مطرح‏شدن سؤالات زيادي مي‏شود. برخي از اين سؤال‏ها عبارت‏اند از: آيا مدرسه‏هايي که از انواع چيدمان کلاسي استفاده مي‏کنند، براي آن‏ها شيوه‏اي مستمر است يا صرفا"از آن نوع چينش به‏عنوان مد‏روز استفاده مي‏کنند؟ آيا ذاتا"ايده‏ي برتري درباره‏ي ترتيب چيدن صندلي‏ها وجود دارد، يا اين‏که جنين کلاس‏هايي محصول اعتقادي سنتي هستند؟ آيا نوعي از ترتيب چيدن ميز و صندلي‏ها بر نوعي ديگر برتري دارد؟ مزاياي هر چينش چيست؟ در اين مقاله، درباره‏ي راه‏هاي گوناگون چيدمان ميز و صندلي‏ها بحث شده است.

بهترين شکل چيدمانن ميز و صندلي در کلاس

رديف‏هاي مرتب:

نشستن دانش‏آموزان در کلاس درس به‏صورت رديفي، مزيت‏هاي زيادي دارد. به اين معنا که معلم ديد کافي بر همه‏ي دانش‏آموزان دارد و آن‏ها هم، معلم را به‏راحتي مي‏بينند. اين شيوه، ارائه‏ي درس را آسان مي‏کند و معلم را قادر مي‏سازد با تمام کساني که سخن مي‏گويد، ارتباط چشمي داشته باشد. هم‏چنين، برقراري نظم را آسان مي‏کند. زيرا در صورت رديفي نشستن، ايجاد بي‏نظمي مشکل‏تر مي‏شود.

 

اگر در کلاس، بين رديف‏ها راهرو‏هايي وجود داشته باشد، معلم مي‏تواند به‏راحتي قدم بزند و ارتباط شخصي بيش‏تري با تک‏تک دانش‏آموزان برقرار سازد و آن‏چه را که انجام مي‏دهند، مشاهده کند. شيوه‏ي نشستن رديفي ايجاب مي‏کند، معلمان با تمام کلاس کار کنند. بعضي از فعاليت‏ها، مختص اين نوع از سر کلاس نشستن هستند.

 

براي مثال، مي‏توان توضيح يک نکته‏ي دستوري، تماشاي فيلم، استفاده از تخته و نشان دادن يک پاراگراف به‏صورت متني با استفاده از پروژکتور اورهد را نام برد. هم‏چنين وقتي دانش‏آموزان در انواع خاصي از تمرين زبان شرکت داده مي‏شوند، مفيد است. زيرا، اگر توجه همه‏ي دانش‏آموزان روي يک تکليف متمرکز شود، همه‏ي کلاس پيام يکساني دريافت مي‏کنند. هنگامي که معلم با کلاسي کار مي‏کند که به‏صورت رديفي نشسته‏اند، بسيار مهم است که از حفظ ارتباط با دانش‏آموزان اطمينان حاصل کند و تک‏تک آن‏ها را متوجه خود سازد. بنابراين، اگر از دانش‏آموزان سؤالي مي‏پرسد، به ياد داشته باشد که از دانش‏آموزان عقب کلاس درس به‏ويژه آ«‏هايي که ساکت‏ترند نيز، سؤال کند و فقط به آن‏هايي که نزديک هستند، اکتفا نکند.

 

معلمان بايد در اطراف کلاس درس حرکت کند تا همه‏ي دانش‏آموزان را ببيند و عکس‏العملشان را نسبت‏به آن‏چه در حال انجام است، بسنجد. ترفندي که اکثر معلمان به‏کار مي‏برند، اين است که پيوسته دانش‏آموزان را در حال حدس زدن نگه مي‏دارند. به‏ويژه آن‏جايي که معلمان از آن‏ها سؤالات انفرادي مي‏پرسند، ضرورت دارد که از آن‏ها به‏ترتيب سؤال نپرسند. چنان‏چه اين کار را بکنند، کارشان بسيار کسالت‏آور مي‏شود و دانش‏آموزان مي‏دانند کِي قرار است از آن‏ها سؤال شود و اگر يکدفعه از آن‏ها سؤال شد، ديگر مورد سؤال قرار نخواهند گرفت.

 

بهتر است از دانش‏آموزان همه‏ي قسمت‏هاي کلاس و آن هم به‏صورت کاملا"تصادفي، سؤال شود؛ چون اين کار همه‏ي دانش‏آموزان را آماده و هوشيار نگه مي‏دارد. در بسياري از کلاس‏هاي درس در دنيا، معلمان ممکن است در يک لحظه با تعداد بين 40 تا200 نفر، سروکار داشته باشند. در چنين شرايطي، کلاس‏هاي رديفي ممکن است بهترين و يا حتي تنها راه‏حل باشد. دايره‏اي‏شکل و نعل‏اسبي: خيلي از معلمان و دانش‏آموزان در کلاس‏هاي کوچک‏تر، روش نعل اسبي و دايره‏اي را ترجيح مي‏دهند. در شيوه‏ي نعل اسبي، معلم در قسمت انتهايي باز نعل قرار خواهد گرفت.

 

چون بايد در قسمتي باشد که تخته، پروژکتور اورهد و يا راديو ضبط قرار گرفته است. در شيوه‏ي دايره‏اي، موقعيت معلم (جايي که تخته قرار دارد)، از اشراف کمتري برخوردار است. کلاس‏هايي که به‏صورت دايره‏اي چيده شده‏اند، به‏طور جدي بيانگر باور و عقيده‏ِي معلم و دانش‏،موزان هستند. در اين شيوه‏ي نشستن، تمام افرادي که در يک دايره نشسته‏اند، احساس عميق‏تري از برابري به‏نسبت اين‏که معلم جدا و جلوي کلاس بايستد، وجود دارد. اين مطلب ممکن است در مورد شيوه‏ي نعلي درست نباشد، چون معلم در مرکز قرار مي‏گيرد.

 

ولي در شيوه‏ي دايره‏اي، معلم فرصت بيش‏تري براي نزديک شدن به دانش‏آموزان پيدا مي‏کند. بنابراين اگر معلمي به کم کردن مرز بين خود و دانش‏آموزانش معتقد است، اين شيوه به او کمک خواهد کرد. بعضي از مزاياي ديگر اين شکل عبارت است از: همه‏ي دانش‏آموزان مي‏توانند همديگر را ببينند. در‏حالي‏که در کلاس رديفي، اگر دانش‏آموز بخواهد با فرد پشت‏سرش ارتباط چشمي برقرار کند، مجبور است ديد را از معلم بردارد و به عقب برگردد. در شيوه‏ي دايره‏اي و نعلي، نيازي به چنين جدايي نيست. بنابراين، کلاس براي دانش‏آموزان و محلي صميمي‏تر و بالقوه است تا از طريق گفت‏و گو، ارتباط چشمي و حرکات معني‏دار بدن (مانند بالا بردن ابرو، شانه بالا انداختن و...) در اطلاعات و احساسات همديگر سهيم شوند.

 

ميزهاي جداگانه:

 به‏نظر مي‏رسد ميزهاي گرد و نعلي‏شکل، به‏طور رسمي‏تر با کلاس‏هايي که دانش‏آموزان در گروه‏هاي کوچک و ميزهاي اختصاصي نشسته‏اند، مقايسه شده‏اند. در چنين کلاس‏هايي، معلم در حال قدم زدن در کلاس، کار دانش‏آموزان را کنترل مي‏کند و اگر مشکلي داشته باشند، به آن‏ها کمک مي‏کند. آن‏ها را به کار وامي‏دارد و يا در گوشه و کنار، مطلبي را برايشان توضيح مي‏دهد. در اين شيوه از نشستن در کلاس، سلسله‏مراتب کمتري در فضاي کلاس حاکم است. براي معلم خيلي آسان است که با يک ميز کار کند، در حالي که ديگر ميزها مشغول کارشان هستند.

 

اين روش، کم‏تر شبيه معلم و شاگردي به نظر مي‏رسد. بيش‏تر شبيه بزرگ‏سالان مسئولي به نظر مي‏رسد که مشغول يادگيري هستند. با وجود اين، اين شيوه‏ي نشستن در کلاس، خالي از اشکال نيست. در وهله‏ي اول، دانش‏آموزان ممکن است، که تمايل نداشته باشند با هم‏ ميزي‏هاي يکساني کنار هم باشند، اما به‏ مرور زمان ممکن است سليقه‏شان تغيير کند. ثانيا"چون دانش‏آموزان پراکنده‏تر و جدا هستند، تدريس به کل کلاس مشکل‏تر مي‏شود، شيوه‏ي نشستن دانش‏آموزان درباره‏ي سبک کار معلم و يا مؤسسه‏اي که در آن‏جا تدريس مي‏شود، حرف‏هاي زيادي براي گفتن دارد.

 

اکثر معلمان تمايل دارند ترتيب کلاسشان‏را دوباره تغيير دهند تا هميشه با رديفي از دانش‏آموزان يکسان و چهره‏هاي کسل روبه‏رو نباشند. حتي جايي که از لحاظ فيزيکي محدوديت وجود دارد، مثل محدوديت ميز و صندلي، اين کار غير ممکن است و معلمان مي‏توانند چيدمان ديگري را براي صندلي‏ها انتخاب کنند.

 

منبع

رشد تکنولوژي آموزشي، شماره‏ي 1،مهر 88

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 23:22  توسط محمد راسخی کازرونی | 

خشونت حقيقي در دنياي مجازي

کودک

بازي‌هاي خشن رايانه‌اي ميان نوجوانان ايراني همچنان پرطرفدارند

هزار نوع بازي رايانه‌اي وجود دارد؛ بازي‌هايي كه در آن بايد از كوه‌ها و صخره‌ها گذشت، بازي‌هايي كه بايد در آنها كيك پخت و رستوراني را مديريت كرد، بازي‌هايي براي برنده شدن در يك مسابقه فوتبال و پذيرش نقش آدم‌هاي مشهور. خيلي از بازي‌ها مفيدند؛ مي‌شود در آنها شهري را مديريت كرد، يك مزرعه‌دار حرفه‌اي بود و محاسبات دقيق رياضي انجام داد. اما راستش را بخواهيد انگار اين همه بازي جذاب و سازنده چندان طرفدار ندارند و به‌جاي آنها بچه‌ها ترجيح مي‌دهند بكشند، ويران كنند و از بين ببرند. آنها مي‌خواهند قهرمان خشن‌ترين رقابت‌ها باشند، مسابقه‌هايي براي پيروز شدن، اما به هر قيمتي.

 

 

بعضي بازي‌هاي رايانه‌اي در خلوت اتاق بچه‌ها، جنايتكاران كوچك مي‌پرورند.

اين توقع كه بازي‌هاي رايانه‌اي را از زندگي بچه‌هاي امروز حذف كنيم، توقعي غيرمنطقي است. گستردگي و فراگيري اين بازي‌ها ‌آنقدر زياد است كه ديگر بايد آنها را جزئي از زندگي نسل امروز به حساب آورد و جذابيتشان چندان است كه حتي بزرگ‌ترها هم درگير آنها هستند. اما هيچ ناظر كنجكاوي نيست كه با ديدن صحنه‌هاي خشن بعضي از اين بازي‌ها به اين فكر نيفتد كه واقعا اثر آنها بر ذهن و روان بچه‌ها چه خواهد بود؟

 

بازي‌هاي اوليه رايانه‌اي بيشتر جنگ‌هاي فضايي بودند اما امروزه سلاح‌هاي طراحي شده در بازي‌ها، مرگبار و بي‌رحمانه‌تر عمل مي‌كنند و عبور به مراحل بالاتر هر روز سخت‌تر مي‌شود. بازي‌كننده از ابتداي بازي بايد بكشد، آن هم بي‌ترحم، تا بتواند به مراحل بعدي راه يابد. كشتن مهم‌ترين و اوليه‌ترين راه كسب امتياز در اغلب بازي‌هاي رايانه‌اي است. صداگذاري پيچيده و خشن روي اين بازي‌هاي خشونت‌بار، دهشتناكي و قبح قضيه را كم مي‌كنند و سبب ايجاد تغييراتي در روح و روان كاربران مي‌شوند.

 

ديدن صحنه‌هاي بسيار خشن، اثر اجتناب‌ناپذير خود را بر نوجواناني كه از اين مراحل عبور مي‌كنند مي‌گذارد. به همين دليل است كه تاكنون محققان بسياري درباره اين موضوع پژوهش كرده‌اند و نتيجه تحقيقات آنها با تفاوت‌هايي غالبا مشابه بوده است. نمونه‌اش نتيجه تحقيقات يك گروه فوق دكتري در دانشگاه شهيد بهشتي است كه نشان داد 45 درصد كودكان و نوجوانان ايراني به بازي‌هاي خشن رايانه‌اي علاقه‌مندند و 60 درصد آنها به بازي‌هاي مسابقه‌اي علاقه دارند. دكتر ابهري يكي از اعضاي اين گروه تحقيقاتي درباره نتايج اين پژوهش اعلام كرده كه تماشاي فيلم‌هاي خشن و همچنين بازي‌هاي رايانه‌اي خشونت‌آميز همراه با صحنه‌هاي تيراندازي و كشتار باعث بروز «سندرم دنياي خبيث» در افراد 4 تا 18 ساله مي‌شود. افراد مبتلا به اين ناهنجاري در مقابل ديدن خون يا خونريزي بي‌تفاوت مي‌شوند و حتي از آن لذت مي‌برند.

دانشمندان خارجي هم دريافته‌اند كه احتمال دست زدن به رفتارهاي پرخطر مانند مصرف مشروبات الكلي و... پس از انجام بازي‌هاي خشن رايانه‌اي و ويدئويي در نوجوانان افزايش مي‌يابد.

كارشناسان با توجه به استفاده وسيع كودكان ايراني از بازي‌هاي رايانه‌اي كه در آن انواع و اقسام روش‌ها و ابزارهاي استفاده از خشونت به كودكان آموزش داده مي‌شود، نسبت به استقبال وسيع بچه‌هاي ايراني از اين بازي‌ها بارها هشدار داده‌اند.

تقليد خشونت

در بيشتر برنامه‌هاي رايانه‌اي خشونت بدون جزا باقي مي‌ماند. اين مساله ناخودآگاه كودكان را از آثار منفي و عواقب آن بي‌اطلاع نگه مي‌دارد و آنها را به سوي خشونت بيشتر سوق مي‌دهد .بازي‌هاي خشن را مي‌توان در 4 دسته خشونت ورزش‌هاي رزمي، اجتماعي، تاريخي و خشونت براي خشونت تقسيم‌بندي كرد. در اين بازي‌ها خشونت صرفا به منزله روش و راه مقابله با تمام مشكلات قلمداد مي‌شود و اين نوع بازي‌ها به صورت عملي توانايي و قابليت الگوسازي و تقليد را در ميان كودكان فراهم مي‌آورد. برخي بازي‌ها كه در آن صحنه‌هاي فجيعي از كشتار و خونريزي در معرض ديد كودكان قرار مي‌گيرد، در برخي كشورهاي جهان از جمله انگليس به دليل الگو گرفتن چند نوجوان و بروز جنايت توسط آنها با استفاده از روش‌هاي اين بازي‌ها، ممنوع شده است.

دكتر فرزاد فروتن، روان‌شناس مي گويد: شرايط زندگي امروز به هر حال خشن‌تر از دوران گذشته است. در گذشته دست كم در محيط اجتماعي كمتر صحنه‌هاي خشن ديده مي‌شد. امروز فضا خشن‌تر است و اين بازي‌ها باعث مي‌شود بچه‌ها اين خشونت را با خودشان بيرون بياورند و در روابط خودشان با ديگران استفاده كنند. به همين دليل است كه مي‌بينيم بچه‌ها در مواجهه با هر اتفاق ساده‌اي دست به رفتارهاي خشني مي‌زنند كه اصلا با آن اتفاق همخواني ندارد.»

کودک

خشونت بي‌محاكمه

تحقيقات نشان داده، يك بازي رايانه‌اي با صحنه‌هاي خشن، ترسناك يا شهوت‌انگيز، بسيار بيش از يك فيلم سينمايي بر كودكان و نوجوانان تاثير منفي مي‌گذارد. فيلم سينمايي نهايتا در 120 دقيقه پايان مي‌يابد و مخاطب تنها يك تماشاگر به حساب مي‌آيد، اما در بازي‌هاي رايانه‌اي، كودكان عضو فعال و اصلي‌ترين عامل خشونت به حساب مي‌روند.

ممكن است كودكان و نوجوانان هفته‌ها درگير يك بازي خشن براي تمام كردن آن باشند. آنها براي طي كردن مراحل بازي، مجبورند دست به هر كار خلاف اخلاقي بزنند. اين مساله بعلاوه پيشرفت گرافيكي اين بازي‌ها هر پدر و مادري را نگران مي‌كند. در حال حاضر، بازي‌هاي دو بعدي از مد افتاده‌اند و بازي‌هاي سه بعدي نيز باعث مي‌شوند بازي‌كننده در بازي بيشتر غرق شود و در دنيايي مجازي فرو رود. اين مسائل باعث مي‌شود مرز دنياي واقعي و مجازي براي كودك چندان مشخص نباشد.

 

نوجوانان در اين بازي‌ها هم مثل بازي‌هاي ديگر دنبال قهرمان مي‌گردند. با توجه به ويژگي‌هاي خاصي كه شخصيت‌هاي اين بازي‌ها دارند و با توجه به توانايي‌هاي محيرالعقول آنان بچه‌ها هم دوست دارند چنين توانايي‌هايي پيدا كند. اما چون در جهان واقعي رسيدن به چنين توانايي‌هايي تقريبا ناممكن است، بنابراين در بچه‌ها ايجاد سرخوردگي مي‌كند و اعتماد به نفس‌شان را تحت تاثير قرار مي‌دهد.

 

گزينش بازي‌ها و نظارت بر زمان بازي بچه‌ها نقش مهمي در كم كردن اثر بازي‌هاي خشن دارد.

 استفاده از بازي‌هاي رايانه‌اي در بيشتر از 2 يا 3 بخش 30 دقيقه‌اي نمي‌تواند كار صحيحي باشد و استفاده طولاني‌تر مي‌تواند منجر به عوارضي مختلف از جمله در سيستم عصبي شود. نقش مسوولان و هنرمندان خلاق عرصه كودك و نوجوان را نبايد از ياد برد. مسوولان بايد نسبت به توزيع و فروش بازي‌ها نظارت شديدي را اعمال كنند كه در حال حاضر چنين چيزي ديده نمي‌شود. از سوي ديگر طراحان بازي‌هاي رايانه‌اي در داخل كشور بايد با برنامه‌ريزي دقيق‌تر نسبت به توليد بازي‌هاي مفيد سرعت عمل بيشتري به خرج دهند.

 

منبع :روزنامه جام جم - با تلخيص

از سایت : تبیان

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/27ساعت 23:11  توسط محمد راسخی کازرونی | 
ولادت امام و نامگذاری
امام جعفر صادق، امام ششم شیعیان، در هفدهم ماه ربیع الاول سال 83 هجری قمری در مدینه متولد گردید. کنیه ایشان ابو عبدالله و لقبشان صادق می باشد. پدر ارجمندشان امام باقر علیه السلام و مادرش ام فروة است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم سالها قبل ولادت آن حضرت را خبر داده و فرموده بود نام او را صادق بگذارید، زیرا از فرزندان او کسی است که همنام اوست، اما دروغ می گوید (منظور آن حضرت جعفر کذاب بوده است).

دوران قبل از امامت
در دوران قبل از امامت، حضرت شاهد فعالیتهای پدر خویش در نشر معارف دینی و تربیت شاگردان وفادار و با بصیرت بود. امام باقر در مناسبتهای مختلف به امامت و ولایت فرزندش جعفر صادق تصریح فرموده و شیعیان را پس از خودش به پیروی از او فرا می خواند. لذا احادیث زیادی مبنی بر نص امامت حضرت صادق نقل شده است. امام صادق در سال 114 هجری قمری پس از شهادت پدرش در سن 31 سالگی به امامت رسید. دوران امامتش مصادف بود با اواخر حکومت بنی امیه که در سال 132 به عمر آن پایان داده شد و اوایل حکومت بنی عباس.

اوضاع جامعه در آغاز امامت حضرت
در آغاز امامت حضرت افرادی از شیعیان و حتی بستگان حضرت حاضر به قبول امامت ایشان نبودند، لذا حضرت از راههای گوناگونی کوشیدند آنها را به قبول راه صحیح وادار سازند و دراین زمینه به اذن خداوند معجزاتی نیز انجام دادند. دوران امام جعفر صادق در میان دیگر دورانهای ائمه معصومین علیهم السلام، دورانی منحصر به فرد بود و شرایط اجتماعی و فرهنگی عصر آن حضرت در زمان هیچ یک از امامان وجود نداشته است و این به دلیل ضعف بنی امیه و قدرت گرفتن بنی عباس بود. این دو سلسله مدتها در حال مبارزه با یکدیگر بودند که این مبارزه در سال 129 هجری وارد مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی گردید. این کشمکش ها و مشکلات سبب شد که توجه بنی امیه و بنی عباس کمتر به امامان و فعالیتشان باشد. از این رو این دوران، دوران آرامش نسبی امام صادق و شیعیان و فرصت بسیار خوبی برای فعالیت علمی و فرهنگی آنان به شمار می رفت.

جنبش فرهنگی در دوران امامت حضرت
عصر آن حضرت همچنین عصر جنبش فرهنگی و فکری و برخورد فرق و مذاهب گوناگون بود. پس از زمان رسول خدا دیگر چنین فرصتی پیش نیامده بود تا معارف اصیل اسلامی ترویج گردد، بخصوص که قانون منع حدیث و فشار حکام اموی باعث تشدید این وضع شده بود. لذا خلأ بزرگی در جامعه آنروز که تشنه هرگونه علم و دانش و معرفت بود، به چشم می خورد. امام صادق با توجه به فرصت مناسب سیاسی و نیاز شدید جامعه، دنباله نهضت علمی و فرهنگی پدرش را گرفت و حوزه وسیع علمی و دانشگاه بزرگی به وجود آورد و در رشته های مختلف علمی و نقلی شاگردان بزرگی تربیت کرد. شاگردانی چون: هشام بن حکم، مفضل بن عمر، محمد بن مسلم ثقفی، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، مؤمن طاق، جابر بن حیان و. ... تعداد شاگردان امام را تا چهار هزار نفر نوشته اند. ابوحنیفه رئیس یکی از چهار فرقه تسنن مدتی شاگرد ایشان بود و خودش به این موضوع افتخار کرده است. امام از فرصت های گوناگونی برای دفاع از دین و حقانیت تشیع و نشر معارف صحیح اسلام استفاده می برد. مناظرات زیادی نیز در همین موضوعات میان ایشان و سران فرقه های گوناگون انجام پذیرفت که طی آنها با استدلال های متین و استوار، پوچی عقاید آنها و برتری اسلام ثابت می شد. همچنین در حوزه فقه و احکام نیز توسط ایشان فعالیت زیادی صورت گرفت، به صورتی که شاهراههای جدیدی در این بستر گشوده شد که تاکنون نیز به راه خود ادامه داده است. بدین ترتیب، شرایطی مناسب پیش آمد و معارف اسلامی بیش از هر وقت دیگر از طریق الهی خود منتشر گشت، به صورتی که بیشترین احادیث شیعه در تمام زمینه ها از امام صادق نقل گردیده و مذهب تشیع به نام مذهب جعفری و فقه تشیع به نام فقه جعفری خوانده می شود.

حاکمان معاصر
همانطور که گفته شد امام بین دو دوره عباسی و اموی و دوران گذار از امویان به عباسیان می زیست. ایشان ازمیان خلفای اموی با افراد زیر معاصر بود:
1- هشام بن عبدالملک (105- 125 هـ. ق)
2- ولید بن یزید بن عبدالملک (125-126)
3- یزید بن ولید بن عبدالملک (126)
4- ابراهیم بن ولید بن عبدالملک (70 روز از سال 126)
5- مروان بن محمد (126-132)

و از خلفای عباسی نیز معاصر بود با:
1- عبدالله بن محمد مشهور به سفاح (132-137)
2- ابوجعفر مشهور به منصور دوانیقی (137-158)

نباید تصور کرد که امام به کلی خود را از جریانات و امور سیاسی دور نگه داشت، بلکه همواره از وقتهای مناسب برای ترویج حقانیت خود و بطلان هیأت حاکمه بهره می برد و بدین منظور نمایندگانی را نیز به مناطق مختلف بلاد اسلامی می فرستاد. عباسیان برای کسب قدرت و محبوبیت در دلهای مردم از وجهه اهل بیت پیامبر استفاده می کردند و حتی شعارشان" الرضا فی آل محمد" بود. آنان به دنبال اشخاصی با وجهه مردمی بودند که هم از بستگان پیامبر باشند و هم درمیان مردم محبوبیت داشته باشند. لذا بهترین شخص در نظر عباسیان امام صادق بود. امام صادق پیشنهاد آنان را رد کردند و فرمودند: نه شما از یاران من هستید نه زمانه، زمانه من است. حتی برخی از بستگان آن حضرت نزدیک بود با این پیشنهاد ها فریب بخورند، اما امام با روشنگری خاص خود به آنان فهماندند که به ظاهر توجه نکنند. امام می دانست که عباسیان نیز هدفی جز رسیدن به قدرت ندارند و اگر شعار طرفداری از اهل بیت را مطرح می کنند، صرفا به خاطر جلب حمایت توده های شیفته اهل بیت است. امام می دید که سران سیاسی و نظامی عباسیان در خط مستقیم اسلام و اهل بیت نیستند و لذا حاضر نبود با آنان همکاری کرده و به اقداماتشان مشروعیت بخشد. چنانکه در تاریخ می بینیم که چه جنایاتی کردند و چه خونهایی ریختند تا پایه های عباسیان محکم گردد. از حوادث مهم در زمان امامت حضرت، قیام عمویش زید ابن علی است که شکست خورد و با شهادت زید به پایان رسید.

شهادت حضرت صادق علیه السلام
پس از به قدرت رسیدن عباسیان، همانطور که آن حضرت پیش بینی کرده بود فشار بر شیعیان افزایش یافت و با روی کار آمدن منصور این فشار به اوج خود رسید. امام نیز از این فشار ها مستثنی نبود. این دوران، یعنی چند سال آخر عمر آن حضرت بر خلاف دوران اولیه امامتشان، دوره سختی ها و انزوای دوباره آن حضرت و حرکت تشیع بود. منصور شیعیان را به شدت تحت کنترل قرار داده بود. سرانجام کار به جایی رسید که با تمام فشارها، منصور چاره ای ندید که امام صادق را که رهبر شیعیان بود از میان بردارد و بنابراین توسط عواملش حضرت را به شهادت رساند. آن حضرت در سن 65 سالگی در سال 148 هجری به شهادت رسید و در قبرستان معروف بقیع در کنار مرقد پدر و جد خودش مدفون گردید. در زمینه فضایل و مکارم اخلاقی حضرت صادق روایات و وقایع بسیار زیادی نقل شده است. آن حضرت با رفتار کریمانه و خلق و خوی الهی خود بسیاری از افراد را به راه صحیح هدایت فرمود، به گونه ای که پیروان دیگر مکاتب و ادیان نیز زبان به مدح آن حضرت گشوده اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/21ساعت 15:48  توسط محمد راسخی کازرونی | 

علي كيست؟

 

 

 

زندگاني پربار حضرت مولي‌الموحدين امام علي‌بن‌ ابيطالب(ع) سرشار از جلوه‌هاي گوناگوني است كه تاكنون در هيچ بشري مجال ظهور نيافته است. در واقع يكي از جهاتي كه موجب تحير مورخان و انديشمندان جهان بوده است همين تنوع و تكثر خصوصيات عالي اخلاقي و عملي در وجود مبارك مولي‌ علي(ع) بوده و هست كه او را به شايستگي ابرمرد همه دوران‌ها و ابوالعجائب همه اعصار معرفي مي‌كند.

عظمت و قداست حضرت علي(ع) آن چنان بلند و دست نيافتني است كه بررسي ابعاد گوناگون زندگاني و كنكاش در فضايل و مناقب آن حضرت، از سوي مسلمانان و غيرمسلمانان هر چند به فراواني صورت گرفته، اما همچنان حق توصيف و تعريف همه‌جانبه فراگير ادا نشده و بايد اعتراف كنيم «ما عرفناك حق معرفتك» زيرا در طول تاريخ حيات بشر هيچگاه مردي بدين مرتبه ظهور نكرده است كه مجمع عالي‌ترين صفات و فضايل باشد آن‌گونه كه هرگاه سخن از علي(ع) به ميان مي‌آيد قلم‌ها توان بيان همه خوبي‌ها، عظمت‌ها، كرامت‌ها و صفات او را ندارند انسان والايي كه به قول شهريار.

نه خدا توانمش خواند، نه بشر توانمش گفت

متحيرم چه نامم شه ملك لافتي را

كسي كه پروردگار جهان او را در كتاب‌هاي آسماني خود از صحف ابراهيم گرفته تا تورات موسي و زبور داوود و انجيل عيسي و قرآن محمد(ص) معرفي كرده و او را به نوعي ستوده است.

و پيامبر اكرم(ص) او را اينگونه معرفي مي‌كند: قال النبي(ص) يا علي ما عرف‌الله حق معرفته غيري و غيرك، و ما عرفك حق معرفتك غيرالله و غيري، اي علي هيچ كس جز من و تو، خدا را چنان كه در خور اوست نشناخته و هيچ‌كس جز خدا و من، تو را چنان كه شايسته توست نشناخته است.

آري او علي‌بن‌ ابيطالب است كه خداوند او را به طور كامل توصيف نموده است همان كسي كه پيامبراكرم (ص) قدر و منزلت او را بيان فرموده است و همان كسي كه همانند خورشيد عالم‌تاب در جهان درخشندگي دارد و تمام امتيازات ويژگي‌هاي او منحصر به فرد است.

در اين مقاله به مناسبت ايام شهادت آن امام همام(ع) سعي شده به 21 فضيلت از اقيانوس بي‌كران كمالات و مناقب اميرالمؤمنين (ع) اشاره گردد. اميد است مقبول اميرالمؤمنين(ع) و مورد استفاده علاقه‌مندان قرار گيرد.

زيباترين ولادت

در عالم خلقت تاكنون ولادتي به زيبايي ولادت امام علي(ع) مشاهده نشده است و چنان كه اين تولد با نحوه تولد عيسي‌بن مريم (ع) مورد مقايسه قرار گيرد ابعاد اين زيبايي بيشتر نمود پيدا مي‌كند. آنجا كه به حضرت مريم(س) خطاب شد كه از بيت‌المقدس خارج شو و براي تغذيه به درخت خشك خرما تكيه زن، ولي به فاطمه بنت‌اسد(س) الهام شد كه وارد خانه كعبه شود و با تناول طعام بهشتي آماده وضع حمل گردد.

آري خداي بزرگ بر ابوطالب منت نهاد چنين مولودي را در مبارك‌ترين ايام، برترين ماه‌ها، در مقدس‌ترين بقاع روي زمين روز جمعه سيزدهم ماه رجب، داخل بيت‌الحرام، حرم امن خدا متولد گردانيد.

اين فضل خدا بر اين نوزاد بود كه ولادتش را در خانه خود قرار داد تا نشان كمال عظمتش باشد، زيرا خانه‌زادي خدا او را مزيتي است كه بر افتخارات ويژه او افزود و هيچ كسي در اين مزيت با او برابر نگرديد.

زيباترين نام

خدايي كه بذر وجود كودك را در خانه خودش افشانده است مسلماً نامش را نيز تعيين مي‌كند. اين انديشه ابوطالب را به داخل مسجد و جوار كعبه فراخواند و با سخنان دلنواز به مناجات با خدا كشانيد. ناگهان بر قلبش الهام شد نام او را علي بگذارد.

و فاطمه بنت‌اسد مي‌گويد چون تصميم به خروج از آنجا را گرفتم هاتفي ندا داد اي فاطمه نام فرزندت را علي بگذار چون او بالامرتبه و بلندمقام است و خداوند علي و اعلا فرمود: نام او را از نام خود مشتق كردم و او را با آداب خود مودب و به علم خود آگاه ساختم او كسي است كه بت‌هاي نهاده شده در اين خانه را مي‌شكند و اوست كه بر فراز اين خانه اذان خواهد گفت و مرا به بزرگي و پاكي خواهد ستود «او را علي ناميدم» تا آرمان بزرگواري مقرون به عزت و قدرتي پرافتخار بر او جاودانه باشد.

زيباترين تربيت

به اراده تقدير، سرنوشت امام علي(ع) از همان سال‌هاي اول به صورتي بسيار جالب با سرنوشت حضرت پيغمبر خاتم پيوسته بود. مورخان اسلامي مي‌نويسند: خشكسالي عجيبي در مكه واقع شد، ابوطالب عموي نبي‌اكرم با عايله و هزينه سنگيني روبه‌رو بود پيامبر با عموي ديگر خود عباس، كه ثروت و مكنت مالي او بيش از ابوطالب بود به گفت‌وگو پرداخت و هر دو توافق كردند كه هر كدام يكي از فرزندان ابوطالب را به خانه خود ببرند تا در روزهاي قحطي گشايش در كار ابوطالب پديد آيد. از اين جهت عباس، جعفر را و پيامبر اكرم(ص) حضرت علي را به خانه خود بردند. اين بار كه اميرمؤمنان به طور كامل در اختيار پيامبر (ص) قرار مي گرفت از خرمن اخلاق و فضايل انساني او بهره هاي بسيار برد و موفق شد تحت رهبري پيامبر(ص) به عالي‌ترين مدارج كمال خود برسد.

امام علي(ع) در سخنان خود به چنين ايام و مراقبت‌هاي خاص پيامبر(ص) اشاره كرده، مي‌فرمايد: و لقد كنت اتبعه اتباع الفصيل اثرامه يرفع كل يوم من اخلاقه علما و بامرني بالاقتداء به، من به سان بچه ناقه‌اي كه به دنبال مادر خود مي‌رود در پي پيامبر(ص) مي‌رفتم. هر روز يكي از فضايل اخلاقي خود را به من تعليم مي‌كرد و دستور مي‌داد كه از آن پيروي كنم.

هدف از اين مراقبت‌ها اين بود كه دومين ضلع مثلت شخصيت حضرت علي(ع) كه همان تربيت است به وسيله او شكل گيرد و هيچ كس جز پيامبر(ص) در اين شكل‌گيري مؤثر نباشد. آري با وجود اختلاف سني پيامبر اكرم(ص) و امام علي(ع) كه حدود 30 سال است پيامبر اولين معلم ايشان بود.

زيباترين دين

هنوز ده سال از عمر شريف و پربركت اميرمؤمنان (ع) سپري نشده بود كه نبوت حضرت محمد(ص) آغاز شد و از همان ابتداي امر، علي(ع) تسليم اراده و فرمان خدا و پيامبر(ص) بود و به عنوان ياوري باكفايت، بازويي توانا، سربازي فداكار و جان بركف و نماينده‌اي امين و صادق در كنار آن حضرت قرار گرفت. به اعتقاد تمام مورخان شيعه و سني علي‌بن‌ ابيطالب(ع) نخستين كسي بود كه به پيامبر (ص) ايمان آورد از لحاظ روانشناسي سبقت، خود نمودي از زيبايي است و تاريخ گواهي مي‌دهد كه حضرت علي(ع) اولين مردي بود كه به آيين اسلام مشرف شد.

شيخ مفيد مي‌گويد: او اولين كسي بود كه به خدا و رسولش ايمان آورد و در ميان مردان، نخستين مردي بود كه پيامبر(ص) او را به اسلام فراخواند و وي اجابت كرد. و رسول خدا(ص) در گفتاري آشكار، نشان پيشتازي در اسلام را به وي داد و فرمود:

«يا علي انت اول المسلمين اسلاماً و اولي المؤمنين ايماناً»

اي علي تو نخستين مسلمان و اولين مؤمني و در حديث ديگر از ابن‌عباس نقل شده رسول خدا فرمود: «علي اول من آمن بي و صدقني»

علي نخستين كسب بود كه به من ايمان آورد و مرا تصديق كرد.

زيباترين مصاديق قرآني

تبيين ابعاد شخصيت امام علي(ع) و ارائه سيماي زيبا و ملكوتي امام عارفان در آينه نوراني قرآن مصداق بارز و روشن و نمونه است كه تعيين مصداق به وجود مقدس اميرالمؤمنين (ع) تطبيق شده است.

عصمت علي در آيه تطهير 33/احزاب، امامت و ولايت در آيه 55 و 56/ مائده، آيه مباهله، 6/آل عمران آيه اولي‌الامر 59/ نساء، آيه تبليغ، 67/ مائده، آيه اجابت 24/انفال، آيه راكعين 43/بقره، آيه سابقين، 80 توبه، آيه مقربين و 11/ واقعه، آيه سبقت در ايمان، 10/ حشر، آيه صادقين، 119/ توبه، آيه علم‌الكتاب 43/ رعد، آيه هجرت 195/آل عمران، آيه ليله‌المبيت 207/ بقره، آيات جنگ احد 142 تا 146 و 172 تا 174/ آل‌عمران، آيه مرابطين 200/ آل عمران، آيه شهادت 23/ احزاب، آيه جنگ بدر 19، 23 و 24/ حج، آيه بنيان مرصوص 4/ صف، آيات غزوه ذات السلاسل 531/ والعاديات، آيه انفاق و ايثار 265 و 274/ بقره، آيه ايثار 9/حشر، آيات هل اتي 5 تا 21/هل اتي، آيه ودا 69/ مريم، آيه مودت 23/ شوري، آيه اكمل دين 67 مائده، آيه سلام عل‌آل ياسين، آيه نجوي، آيه خيرالبريه و آيات فراوان ديگر كه بر اساس شرح تفسير بسياري از علما شيعه و سني در شأن نزول امام علي(ع) نازل شده است.

زيباترين توصيف‌ها

براي هر چه بيشتر بهره گرفتن از پرتو آشنايي و شناسايي اينكه ديگران علي(ع) را چگونه شناخته‌اند به برخي از ديدگاه دانشمندان و متفكران گفته و نوشته‌اند، نظر مي‌افكنيم.

ابن‌ابي‌الحديد: چه گويم درباره مردي كه دشمنان و ستيزندگانش نيز سر به آستان فضايلش فرود آوردند و انكار مناقب و كتمان فضائل او را برنتابيدند.

سيدشريف رضي: سخنان علي(ع) سرچشمه فصاحت و ريشه‌ و زادگاه بلاغت است. اسرار و قواعد علم بلاغت از علي مايه گرفت و قوانين خود را از او اقتباس كرد.

محمدبن ادريس شافعي: دوستي علي سپر آتش دوزخ است.

خواجه‌نصيرالدين طوسي: علي بزرگترين مردي است كه مادر روزگار، تا پايان عمر خويش، مانندش را نخواهد زاد.

جاحظ: علي زادگاهش مكاني والا، تربتش مبارك و با كرامت، مقامش ارجمند و دانشش بسيار بي‌نظير است همتش عالي، نيرويش كامل، بيانش شگفت زبانش سخنور و سينه‌اش گشاده است.

جبران‌خليل‌جبران: عرب، مقام و قدرش را نشناخت تا آنكه از همسايگان عرب، مردمي از پارس به پا خواستند و تفاوت ميان گوهر و سنگ‌ريزه را شناختند.

شبلي شميل: امام علي‌بن ابيطالب، بزرگ بزرگان جهان و يكتا نسخه‌اي بود كه جهان شرق و غربي، در عالم قديم و جديد صورتي بسان اين نسخه كه مطابق اصل باشد، به خود نديده است.

جرج جرداق: اي جهان، چه مي‌شد اگر هر آنچه در قدرت و قوت داري به كار مي‌بردي و در هر زمان، علي ديگري با آن عقلش، قلبش، زبانش و با آن ذوالفقارش به عالم مي‌بخشيدي.

گابريل دانگيري: سخن گفتن درباره امام علي(ع) از نظر قرب معنوي، كمتر از ايستادن در محراب عبادت نيست.

امام خميني(ره): شناختي كه بزرگان و عارفان و فيلسوفان با همه فضائل و دانش‌ها بر ايشان از او دارند به قدر ظرفيت وجودي و آيه نفوس محدود آن‌هاست و علي(ع) غير آن‌ها است.

استاد شهيد مرتضي مطهري: سراسر وجود علي، تاريخ و سيرت علي، خلق و خوي علي، رنگ و بوي علي، سخن و گفت‌وگوي علي، درس است و سرمشق است و تعليم است و رهبري.

آيت‌الله خامنه‌اي (مدظله العالي) مقام معظم رهبري: بشريت همواره به آشنايي با ابعاد اقيانوس شخصيت حضرت اميرالمؤمنين(ع)، به گفتار، حكمت‌ها و الگوگيري او نيازمندند.

زيباترين شمائل

هر كسي دوست دارد به هيبت اسرافيل، مرتبه ميكائيل و جلالت جبرائيل پي برد، و هر كس مايل است به سازگاري آدم، خدا ترسي نوح، دوستي ابراهيم، اندوه يعقوب، جمال يوسف، مناجات موسي، صبر ايوب، زهد يحيي، سنت يونس، پرهيز عيس و منزلت و كمال و خوي محمد(ص) پي ببرد، بايد به جمال و شمائل علي(ع) بنگرد. زيرا خداوند همه خصايل ملايك و انبياء را در امام علي(ع) جمع كرده است و اين همه امتياز را جز علي(ع) هيچ كسي نداشته است. آري به راستي اگر جوياي عبادت، عدالت، سخاوت، شجاعت، سياست، قضاوت، عصمت، طهارت، فتوت، حكمت، علم، حلم و بردباري، پاسداري از حقوق مردم، انفاق و ايثار و ديگر فضائل انسانيت باشيم همه را بايد در وجود امام علي(ع) جستجو كنيم.

زيباترين بستر خواب

فرشته وحي، پيامبر را از نقشه شوم مشركان آگاه ساخت و او را وادار به مهاجرت كرد و قرار شد براي كور كردن خط تعقيب، كسي در رختخواب پيامبر بخوابد، تا مشركان تصور كنند كه پيامبر بيرون نرفته و درون خانه است. در نتيجه، تنها به فكر محاصره خانه او باشند و عبور و مرور را در كوچه‌ها و اطراف مكه آزاد بگذارند و در اين فرصت پيامبر به نقطه‌اي پناه ببرد كه احدي از مأموران متوجه او نشود. آن كسي كه حاضر شد جان خود را فداي پيامبر نمايد و در جايگاه پيامبر بخوابد تا توطئه‌اي كه از طرف مخالفان براي قتل پيامبر چيده شد، علي(ع) بود زيرا قواي كفر اطراف خانه وحي را احاطه كرده و منتظر فرمان بودند كه پيامبر را در خوابگاه خود قطعه قطعه كنند. حتي عده‌اي اصرار داشتند كه همان نيمه شب نقشه خود را عملي سازند كه با پيشنهاد ابولهب تصميم گرفتند كه بامدادان در هواي روشن نقشه را عمل سازند وقتي كه مشركان با شور و شوق خاصي در صبح صادق وارد حجره شدند، علي با كمال خونسردي سر از بالش برداشت و فرمود: چه مي‌گوييد؟ گفتند: محمد را مي‌خواهيم و او كجاست؟ فرمود: مگر او را به من سپرده بوديد تا از من تحويل بگيريد، او اكنون در خانه نيست. خوابيدن علي(ع) در بستر پيامبر در آن شب پرغوغا به اندازه‌اي ارزش داشت كه خداوند جهان در قرآن، آن را ستوده و جانبازي در راه كسب رضايت الهي ناميده است.

و اين آيه به نقل بسياري از مفسران در اين مورد نازل گرديده است «سوره بقره/207)

«و من الناس من يشري نفسه ابتضاء مرضات‌الله و الله روف بالعباد»

برخي از مردم با خدا معامله نموده و جان خود را براي رضايت خدا از دست مي‌دهند خدا به بندگان خود مهربانست. مفسران و محدثان و دانشمندان در تمام قرون و اعصار اعتراف كردند كه آيه فوق در «ليله‌المبيت» درباره فداكاري علي(ع) نازل گرديده است.

زيباترين برادر

اكثر تاريخ‌نويسان و محدثان شيعه و سني بيان نمودند پيامبر(ص) پيش از آنكه مهاجرين به مكه هجرت كنند، ميان دو به دوي آن‌ها پيوند برادري برقرار كرد تا اينكه بالاخره جز علي(ع) كسب نماند مسلمانان در شگفت بودند كه چگونه پيامبر او را رها كرد و با كسي از مسلمانان برادرش نخواند آنگاه پيامبر به علي فرمود: آيا راضي مي‌شوي كه من برادر تو باشم چهره‌اش از هم گشود و گفت: آري يا رسول‌الله، پيامبر فرمود: «انت اخي في‌الدنيا و لاخره» تو برادر من در دنيا و آخرت هستي.

قندوزي حنفي، جريان را به طور كامل‌تر نقل نموده و مي‌گويد، پيامبر در جواب سؤال علي فرمود: به خدايي كه مرا براي هدايت مردم مبعوث فرموده سوگند كار برادري تو را براي اين به عقب انداختم كه مي‌خواستم در پايان با تو برادر شوم. تو نسبت به من، مانند هارون نسبت به موسي، جز اينكه پس از من پيامبري نيست، تو برادر و وارث من هستي.

زيباترين ازدواج

خواستگاران زيادي روي عادت ديرينه، و اشراف و بزرگاني اصرار داشتند با دختر گرامي پيامبر(ص)، فاطمه(س) ازدواج كنند. زيرا آنان چنين مي‌پنداشتند كه براي جلب رضايت عروس و پدر امكانات لازم را در اختيار دارند ولي غافل از اينكه اين دختر به موجب آيه مباهله و تطهير داراي مقام بلند و معصوم از گناه شمرده مي‌شود و همشأن او نيز بايستي از نظر فضيلت و تقوي بايستي صدق و صفا و ايمان و اخلاص، فضائل معنوي و سجاياي اخلاقي داشته باشد و اين اوصاف در شخصيتي جز علي(ع) جمع نيست. تا اينكه روزي اميرمؤمنان شخصاً شرفياب محضر رسول خدا(ص) گرديد تا از دختر پيامبر خواستگاري كند. اما حجب و حيا، سراسر بدن او را فرا گرفته بود، سر به زير افكنده و گويا مي‌خواهد مطلبي را بگويد ولي شرم مانع از گفتن آن است. پيامبر گرامي او را وادار به سخن گفتن كرد. او با اداي چند جمله مقصود خود را رساند و پيامبر(ص) با تقاضاي علي(ع) موافقت كرد و فرمود: شما مقداري صبر كنيد تا من اين موضوع را با دخترم در ميان بگذارم، وقتي مطلب را به فاطمه(س) گفت سكوت، سراپاي زهرا را فراگرفت. پيامبر برخاست و فرمود: الله‌اكبر سكوتها اقرارها.

و نيز از جابربن عبدالله نقل شده است كه گفت: هنگامي كه پيامبر(ص) فاطمه را به علي تزويج كرد، قريش نزد پيامبر(ص) آمدند و گفتند: فاطمه را با مهري اندك به علي تزويج كردي! پيامبر فرمود: من فاطمه را به علي تزويج نكردم، بلكه خدا او را در كنار درخت طوبي به علي تزويج كرد و فرشتگان در عقد ازدواج او حضور داشتند و خدا به درخت طوبي فرمان داد كه ميوه‌هايش را نثار كند، درخت طوبي هم در و ياقوت و زبرجد سبز نثار كرد.

زيباترين جانشين

پيامبر اكرم(ص) در حجه‌الوداع تصميم گرفت كه مكه را به عزم مدينه ترك گويد تا اينكه امين وحي در نقطه‌اي به نام «غدير خم» فرود آمد او را با آيه‌ زير مورد خطاب قرار داد كه «بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته.

آنچه كه از طرف خدا فرستاده شده به مردم ابلاغ كن و اگر ابلاغ نكني رسالت خود را تكميل نكرده‌اي، خداوند ترا از شر مردم حفظ مي‌كند.

لحن آيه حاكي است كه خداوند انجام امر خطيري را به عهده پيامبر گذارده است. چه امر خطيري بالاتر از اينكه در برابر ديدگان صدهزار نفر، علي(ع) را به مقام خلافت و وصايت و جانشيني نصب كند. از اين نظر دستور توقف صادر شد تا همه جمع شوند و براي پيامبر سايباني درست كرده و پيامبر نماز ظهر را با جماعت خواند سپس بر روي نقطه بلندي كه از جهاز شتر تربيت داده بودند قرار گرفت و با صداي بلند و رسا خطبه‌اي خواند و فرمود: خدا مولاي من، و من مولاي مؤمنان هستم، و من بر آن‌ها از خودشان اولي و سزاوارترم، همانا اي مردم! من كنت مولاه فهذا علي مولاه، اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه واجب من احبه و ابغض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله و ادرالحق معه حيث دار.

هر كس را من مولايم، علي مولاي اوست. خداوندا كساني را كه علي را دوست دارند، آنان را دوست بدار، و كساني كه او را دشمن بدارند دشمن دار. خدايا! ياران علي را ياري كن، دشمنان علي را خوار و ذليل نما، و او را محور حق قرار بده.

زيباترين بت‌شكن

ابو هريره مي‌گويد: رسول خدا روز فتح مكه به علي‌بن ابيطالب فرمود: اين بت را بر فراز كعبه نمي‌بيني؟ علي گفت: چرا اي رسول خدا، پيامبر فرمود: به خدا سوگند، اگر قبيله ربيعه و مضر تلاش كنند تا پاره‌اي از تن مرا در حالي كه زنده‌ام بر دوش بگيرند نخواهند توانست، ولي تو اي علي بايست. پس پيامبر (ص) از بالاي كومه‌زين دو ساق پاي علي(ع) را گرفت و او را از زمين بلند كرد و به قدري بالا برد كه سفيدي زير بغل آن حضرت نمايان شد. سپس به او فرمود: اي علي چه مي‌بيني؟ گفت: مي‌بينم خداوند به وسيله تو به قدري به من شرافت داده است كه اگر بخواهم آسمان را لمس كنم مي‌توانم. پيامبر به او فرمود: اي علي! بت را بردار، علي بت را برداشت و بر زمين افكند. در اين هنگام رسول خدا(ص) از زير پاي علي(ع) كنار آمد و اميرمؤمنان به زمين افتاد و خنديد. پيامبر فرمود: اي علي چرا مي‌خندي؟ گفت: از بالاي كعبه افتادم و هيچ آسيبي به من نرسيد! پيامبر فرمود: چگونه به تو آسيب رسد در حالي كه محمد تو را بالا برده و جبرئيل تو را فرود آورده است.

زيباترين اخلاص

در حديثي آمده است كه وقتي اميرمؤمنان (ع) بر عمروبن عبدود چيره شد ضربه‌اي به او وارد نساخت، مردم اين كار را بر آن حضرت عيب گرفتند، ولي حذيفه از آن حضرت دفاع كرد. پيامبر (ص) فرمود اين خديفه! علي(ع) خود سبب كارش را خواهد گفت. پس از آن كه علي (ع) عمرو را كشت و نزد پيامبر آمد، پيامبر(ص) سبب كارش را پرسيد. علي(ع) گفت: او به مادرم دشنام داد و آب دهان به صورتم افكند، من ترسيدم اگر او را بكشم، به نفع خودم كشته باشم، از اين رو او را رها كردم تا خشم من فرو نشست، سپس او را به خاطر خدا كشتم.

زيباترين افتخار و شجاعت

در جنگ خندق هنگامي كه عمروبن عبدود مبارز طلبيد و كسي پاسخ او را نگفت، علي(ع) به رسول خدا(ص) عرض كرد آيا به من اجازه مي‌دهي؟ پيامبر فرمود: او عمروبن عبدود است. علي گفت: من هم علي‌بن‌ ابيطالبم، هنگامي كه علي(ع) در برابر عمروبن عبدود ظاهر شد پيامبر (ص) فرمود: تمامي ايمان در برابر تمامي شرك آشكار شده است و هنگامي كه علي(ع) او را كشت پيامبر به وي فرمود: اي علي! مژده باد تو را، اگر امروز عمل تو را با اعمال امتم بسنجند، عمل تو برتري خواهد داشت و از حذيفه نقل شده است كه رسول خدا(ص) فرمود: يك ضربت علي(ع) در جنگ خندق، از تمامي اعمال امتم تا روز قيامت، برتر است.

زيباترين عبادت

در جنگ صفين تيري در پاي حضرت علي(ع) وارد شد هر چه كردند كه در موقع عادي آن را خارج نمايند از شدت درد و ناراحتي آن جناب نتوانستند. خدمت امام حسن(ع) جريان را عرض كردند فرمود: صبر كنيد تا پدرم به نماز بايستد زيرا در آن حال چنان از خود بيخود مي‌شود كه به هيچ چيز متوجه نمي‌گردد. به دستور امام مجتبي(ع) در آن حال تير را خارج كردند. بعد از نماز علي(ع) متوجه شد خون از پاي مقدسش جاري است. پرسيد چه شده؟ عرض كردند: تير را در حال نماز از پاي شما بيرون كشيديم.

زيباترين معلم

امام علي(ع) شخصيت‌هاي متفاوت و مهمي را تربيت كردند. اول فرزندانش امام حسن(ع) و امام حسين(ع) و ام‌كلثوم(ع) و زينب(ع) دوم تربيت ياراني مثل: كميل، مقداد، ابوذر و سوم تربيت مديراني همچون مالك‌اشتر نخعي و تربيت‌هاي عمومي حضرت كه مخصوص همه بشريت است و مي‌تواند راه‌گشاي همه عالم باشد.

زيباترين بخشش

حديثي از عمار ياسر نقل شده كه مي‌گفت: علي‌بن ابيطالب در نماز نافله در حال ركوع بود كه سائلي در برابر او ايستاد و كمك خواست. علي(ع) انگشتر خود را بيرون آورد و به سائل داد. سائل نزد پيامبر آمد و از اين ماجرا به وي خبر داد. در اين هنگام اين آيه «انما وليكم‌الله و رسوله...» بر پيامبر نازل شد. رسول خدا(ص) فرمود هر كه من مولاي او هستم. علي نيز مولاي اوست. خدايا! دوست بدار كسي را كه او را دوست مي‌دارد و دشمن بدار كسي را كه او را دشمن مي‌دارد.

زيباترين پرچمدار

از ابن‌عباس نقل شده است در تمام موقعيت‌ها، در جنگ بدر، احد، حنين، احزاب، فتح مكه و... پرچم رسول خدا(ص) در دست علي(ع) بود و رسول خدا(ص) فرمود: «علي صاحب لوايي»؛ علي پرچمدار من است.

زيباترين صبر و بردباري

پس از رحلت پيامبر، حضرت علي(ع) به حق خود نرسيد (غصب خلافت توسط سه خليفه) اما براي حفظ اسلام زيباترين صبر پيشه كرد.

زيباترين ترجيح خدا بر غير خدا

وقتي كه عقيل‌بن ابيطالب از حضرت سهم بيشتري از بيت‌المال مطالبه كرد خداوند و رضاي او را بر برادر و خشنودي وي ترجيح داد.

زيباترين ملاقات با خدا

به جهت زيباترين بندگي، حضرت علي(ع) بهترين مرگ كه همان شهادت مي‌باشد در حال نماز و در خانه خدا نصيبش شد. آن حضرت با شمشير ابن‌ملجم لعنت‌الله عليه در شب نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجري در مسجد كوفه فرقش شكافت و در شب جمعه بيست و يكم رمضان به شهادت رسيد.

«فزت و رب‌الكعبه»

از سایت : سازمان تبلیغات اسلامی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/19ساعت 21:13  توسط محمد راسخی کازرونی | 

شبهاي پر منزلت قدر و ايام شهادت مولا علي (ع)

گرامي باد

التماس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/17ساعت 11:53  توسط محمد راسخی کازرونی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اخبار و رویدادهای مدرسه - پیامهای تربیتی- مطالب علمی - مذهبی و .....

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
پیوندها
همراه با ریاضی
زندگی با ریاضی
فناوري نانو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM